امروز

سلام . باز یه وقت ١٠ دقیقه‌ای گیرم اومد دویدم فوری بنویسم برم . نمیدونم چی بنویسم . راستش انقدر اوضاعم آشفته و به هم ریخته است که نه حال و حوصله نوشتن دارم نه حوصله کار کردن .

امروز سرماخوردگیم انقدر شدید شده بود که دیگه مجبور شدم برم بیمارستان . دمشون گرم یه سرم حسابی زدن که ...... آخه اهل آمپول زدن نیستم . مخصوصا عضلانی . واسه همین به فرموده داماد گرامی سرمی نوش جان کردم . یکم اوضاعم بهتر شد .

حالا اونایی که به من سر نزنه میرن و وبلاگ ساحل رو باز میکنن و نظر میدن گوشی دستشون باشه . بابا منم دل دارم هااااااااااا .

دیگه .... دیگه چی ؟

آهان راستی خانم یا آقای "ق" پیدا نشد . چند متن پایین نوشتم که نظر خصوصی گذاشته بود . به هر حال اگه کارش درست بود و احساس میکنه من واقعا آدم مزخرفی هستم میتونه تو کامنتها علتش رو هم بنویسه . منم نامردم اگه پاکش کنم . یا اصلا آدرس وبلاگشو بزاره و اونجا بنویسه علتشو که همه دوستان ببینن .

شرمنده دیگه زیاد نمیتونم بمونم . از صبح همینجوری کارام ریخته . با اجازه برم دیگه .

شاد باشین و آسمونی ..... یا حق

مهدی

/ 6 نظر / 7 بازدید
سپيده

خداي من خداي خوب و مهربون هر گاه كه به آسمان مي نگرم عظمت تو را بيش از هر لحظه ديگري احساس مي كنم و رسا تر از هميشه رو به افق حقيقت نغمه بندگي سر مي دهم..... خدايا .... تو خود آگهي كه قلب (رها) هر دم به ياد تو و رضاي تو گام بر مي دارد. ... هيچ جز تو نمي طلبد .... و هر دم دست نياز به بارگاه تو بر مي دارد..... كه تو تنها ملجاء و پناه تو هستي0

yasaman

سلام . وبلاگ خوبی داری . به من هم سر بزن . موفق وپيروز باشی .

سپيده

! من به هيچ وجه خدا را لمس نكردم، ولي خدايي كه قابل لمس باشد كه ديگر خدا نيست. اگر هر دعايي را هم اجابت كند، همينطور. همان‌جا بود كه براي نخستين بار حدس زدم كه عظمت دعا بيش از هر چيز در اين امر نهفته است كه پاسخي به آن داده نمي‌شود و زشتي سوداگري را به اين مبادله راهي نيست. اين را هم دريافتم كه آموختن دعا، آموختن سكوت است و عشق فقط از جايي شروع مي‌شود كه ديگر هيچ انتظاري براي گرفتن هيچ چيز وجود نداشته باشد. "عشق" تمرين "نيايش" است و "نيايش" تمرين "سكوت".

firuzeh

بيشتر از هميشه دوستت دارم گر چه از عاشقی و عاشق شدن بيزارم زير آوار فرو ريخته عشق از دلم چيزی نمونده که به تو بسپارم. اينم حرف دل من بود يه حرف صادقانه از چيزی که تو دلم جاری بود.

firuzeh

سلام تولدت مبارک خوشحالم که هنوز می تونم بهت سر بزنم نمی چرا هر وقت به وبلاگت ميام دوس دارم همين جا يه چيزی بنويسم بازم بهت سر ميزنم خوش بگذره .