دربه در هميشگی

دربــه‌در هميـشگي ، كولي صــدساله منــم
خاك تمـام جــاده‌ها ، جـامه كــهنه تنـــم
هــزار راه رفته‌ام ، هــزار زخــم خــورده‌ام
تا تـــو مــرا زنده كني ، هــزار بار مـرده‌ام
شب از سرم گذشته بود ، در شب من شعله زدي
بــراي تعميــر تنــم ، ساعقــه وار آمــدي
قلنــدرم ، قلنــدرم ، گــم شده دربـــه‌درم
فــرو تنــم خاك زمين ، از آسمـان فــراترم
قلنـدرانه ســوختم ، لب از گلايــه دوختــم
بــرهنگي خريــدم ، جلـوه تــن فروختــم
هوا شدي ، نفس شدم ، تيشه زدي ، ريشه شدم
آب شدي عطش شدم ، سنگ شدي شيشه شدم
تهي ز بخل و كين شـدم ، برهنه چون زمين شـدم
مـرا تو حالي اينچنين ، ببيـن كـه اينچنين شـدم
سپـرده‌ام تن به زمين ، خـون به رگ زمـان شـدم
سايـه سپــر در پـي تــو ، راهـي لامكان شـدم


19.gif01.gifundefined

/ 4 نظر / 21 بازدید
masoud

هر وقت شعر داريوش رو ميبينم يا گوش ميدم ياد سختی های زندگی ميفتم.خيلی قشنگه.نظر تو چيه؟

yasi

webloge bahali dare movaffag bashi

negin

سلام دوست عزيز....از راهنمائيت ممنونم....هميشه موفق و خوش باشی.....يادت نره زندگی خيلی قشنگه و تو ميتونی جزوی از اون قشنگيها باشی

firuzeh

سلام اگه وقت کردی يه سری هم به من بزن ما که صفر کيلومتريم از اومدن شما خوشحال ميشيم.