عشق چيه ؟

می گفت عا شقم ، دوستش دارم و بدون او هيچم و برای او زنده هستم.
او رفت و تنها ماند.
زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد.
از او پرسيدم از عشق چه می دانی ؟ برايم از عشق بگو.
گفت:عشق اتفاق است بايد بشينی تا بيفتد.
گفت:عشق آسو دگيست ,خيال است...خيالی خوش.
گفت:ماندن است ....فرو رفتن در خود است.
گفت:خواستن و گرفتن و برای خود کردن است.
گفت: عشق ساده ست ، همين جاست دم دست و دنيا پر شده از عشقهای زود.
گفت: عشق دروغی بيش نيست.
***
گفتم: تو عاشق نبودی و نيستی.
گفتم:عشق يک ماجراست ، ماجرايي که بايد آن را بسازی.
گفتم:عشق درد است.
گفتم:عشق رفتن است عبور است ، نبودن است....
گفتم: عشق تضاد است.
گفتم:عشق جستجوست ، نرسيدن است...... نداشتن و بخشيدن است.
گفتم:عشق آغاز است , دیر است و سخت است.
گفتم:عشق زندگيست ولی از يه نوع ديگه.
***
به فکر فرو رفت و گفت عاشق نبوده ام.
گفتم عشق راز است.
راز بين من و توست و بر ملا نمی شود.
هيچ وقت پايان نمی يابد . مگر به مرگ.
آهی سرد کشيد.
ديگه هيچی نگفت.
سرشو انداخت پائين و آروم از پيشم رفت.

/ 25 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
m

يک حفره ی خالی در قلبم يادگار همه ی روز های رفته ی عاشقی ست.

roya

سلام......عشق يک چتر بارانی‌است برای دو نفر....زمانی که حتی يک قطره باران هم نمی بارد............ سر بزن به ما.. دلارام باشی

دختر تنها

سلام دوست من.ممنون که به وب لاگم سر زدی و باهام همدردی کردی.باز هم از اين کارا بکن.موفق باشی. يا حق...

مثل هیچ کس

گويی عشق داستان دخترک فقير و پسرک شاه زاده است.نديدم به راه زندگی عشقی.نشان عشق ديدی مرا هم خبر کن.سبز باشی.

امير

اين عشقی که ميگی چی هست خوردنی پوشيدنيه به نظر من يک مسکن برای خر کردن ادمها

mohammad

سلام .ممنون که به وبلاگ من اومدی و نظر قشنگت رو گفتی .اسم وبلاگتم با حاله .خوب شايد هم می دونه که دوسش داری. ولی اگه دوسش داری فکر نکنم زياد مهم باشه که اون بدونه.خوب عشقی که می گی اينه ديگه.باز هم بهم سر بزن .به اميد ديداری زودهنگام...

ShAdI

وقتی با تمام وجود عشق را حس کردی .آنگاه خواهی فهميد که عشق زيبا ست اما دروغی زيبا و دوست داشتنی.........موفق باشی

يک دختر تنها

امشب آسمان دلتنگ تر از آن است که برای دلتنگی تو هم بگريد ... امشب آسمان بارانی تر از آن است که پناهگاهی برای بغضت باشد .... تو هم دلتنگ تر و گريان تر از آنی که غصه های عشق را به امانت بگيری .... پس آزاد باش ... تا آسمان افسوس نداشتن پناهگاه بغضت را فرو دهد .... آزاد باش و رهايش کن تا ديگر ذهنت را نيازارد ..... اشکهايت را پنهان کن صدای هق هقت را مخفی تا کسی به صدای گريه هايت عادت نکند و در آخر آسمان را با چشم بارانی نگاه نکن .... او خودش از تو دلتنگ تر است ....

nazijooooooooooooon

تواي ديرأشناي جان خسته به سختي قلبم ازهجرت شكسته به شام تيره و صبح طلايي منم غمكين دردامت نشسته دلم وحشي ولي دردست تو رام به عشق وصل تو مانده دراين دام سرشك ديده ام ازخون نه ازأب زشوق ديدنت سرسخت بي تاب بياصياد من رام توام من هزاران روز دردام توام من مده أزاراين قلب شكسته خداداند كه بيمارتوام من....ziba bod mamnon ke khabaram kardii che hame neveshte bodi;)