از عشق تو گفتن

ميشه از عشق تو گفت . ميشه با ستاره‌های چشم تو مشرق نو ؛ مغرب نو بپا کرد . ميشه با برگ نگاه تو خورشيدرو خاکستر کرد . ميشه از گندمی‌های سر زلفت يه عالم شعر نوشت . آره از عشق تو ديوونگی هم عالميه . آره از عشق تو مردن داره . ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد . ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست تو هم راحت شد . آره از عشق تو ديوونگی هم عالميه . اگه از عشق ميشه قصه نوشت . ميشه از عشق تو گفت و قصه نوشت .


19.gif07.gif

/ 5 نظر / 19 بازدید
روياي رقص ( كتكله سابق)

سلام بالاخره وبلاگ جديدم رو درست كردم .ادرس من از http://katakalle.persianblog.ir به اين لينكي كه دادم تغيير كرده.يه سر بزنين ممنون مي شم!!

azi

سلام آقا مهدی چه طوری؟ تو خوندن آخرين نوشته من دچار يه اشتباه بزرگ شدی ......... قضيه آيدا و مهرداد يه قصه بود... اگه تمام نوشته های منو خونده باشی می فهمی اسم مخاطب من چيه......... اين بار با دقت تر بخون.مرسی. آره از عشق تو ديوونگی هم عالميه.

ساقي

سلام دوست عزيز... تازه با وبلاگت آشنا شدم... خيلی زيبا بود... خوشحال ميشم بهم سر بزنی... منتظرم... . مئفق باشی.