سلام به همه دوستهاي دوست داشتني خودم !!!!!
امروز باز هم بعد يه مدت دراز اومدم تا دلمو خالي كنم . حتما دارين بهم ميگين چرا هر وقت دلت ميگيره مي‌ياي و آپديت ميكني ؟ نه !!! باور كنيد ديگه به سرم زده . نميدونم چيكار كنم . از ناراحتي دارم دق ميكنم . باور كنين ديگه حتي تحمل نفس كشيدن خودمو هم ندارم . شايد بتونم تو خونه دلتنگي‌هام ( وبلاگم ) حرفهامو بگم و خلاص . شايد هم خداي شما ديگه امونم نداد و آرزومو برآورده كرد و منو بر پيش خودش !!!!
باور كنين تو زندگيم اينهمه تظاهر و ريا و دروغ نديده بودم . اوني كه واسه خودم خدا كرده بودم و مي‌خواستم بپرستمش ... يعني روزگار اينقدر نامرده ؟؟؟
خداي نازنين خيلي‌ها ! يعني تا اين حد منو فراموش كردي كه راضي ميشي با دل من اينجوري بازي كنن ؟؟؟؟ يعني تو نميتوني اولين و آخرين آرزوي منو برآورده كني ؟؟؟؟ خودت هم شاهدي كه چه مصيبتهايي رو تحمل كردم . اصلا خودت بگو ميتوني 1 دقيقه خودتو جاي من بذاري ؟؟؟ ديدي داري جا ميزني ديگه . چيه ؟ سخته ؟ ولي باشه . اگه تو هم راضي نباشي كه منو به آرزوم برسوني ، ديگه خودم دست به كار ميشم . باور ميكني ؟ با توام هاااااااا ... هموني كه بهت خدا ميگن ! هموني كه اون بالا نشستي و فقط بلدي دگمه ناراحتي‌هاي زندگي منو فشار بدي . بدون اگه تو هم نخواي خودم خودمو به آرزوم ميرسونم . همين روزاست كه بيام پيشت .... منتظرم باش ..........