همنفس شيرين زبان من ! تو که هستی که ستاره‌های آسمان بو تو خاموشند و با آمدن تو باز هم چشمک ميزنند . تو که هستی که هر وقت گريه ميکنی انگار آسمانی از مهر و عاطفه بر من می‌بارد و با خنده تو احساس ميکنم که خورشيد کنار من است . من از تو فقط شانه‌ای ميخواهم برای گريستن و قلبی برای تپيدن ! دلم برايت تنگ است . من از تو مينويسم و از چشمهايی که التهاب صميمانه‌اش تا غروب آسمان پر می‌کشد . باشد تا روزی با هم و در کنار هم باشيم .....